Ati black
تلخ است كه لبریز حقایق شده است زرد است كه با باد موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز بهاری است كه عاشق شده است... دلم برای تو تنگ است خود تو می دانی دل زمانه ز سنگ است خود تو می دانی اگر چه در دل نقش نقش بی رنگی ست جهان سراچه رنگ است خود تو می دانی اگر چه دوروبر ما پر است ز رنگ همیشه عشق قشنگ است خود تو می دانی زمانه كاش مرا با تو همسفر می كرد دلش دریغ ز سنگ است خود تو می دانی. خیلی سخته که از عشقت فقط یه شماره موبایل خاموش داشته باشی... کاش ما آدما هم مثل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن میفهمیدیم که هر آشغالی ارزش وقت گذاشتن نداره... روزهایخوابگاها ساعت ۲ نصف شب(یک اتاق) ساعت ۳ نصف شب(کل خوابگاه منهای سرپرست ) ساعت ۴ صبح هنگام خواب وضعیت تحصیل در خوابگاه گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز پایان گفت و گو امکانات غذایی در خوابگاه طریقه ظرف شستن در خوابگاه تبادل نظر بر سر یک مسئله تبادل نظر با پیروزی یک نفر پایان میابد! و این هم آخر عاقبت زندگی در خوابگاه!! دلـــم یک شــب ِآروم میخــــواد ... بــا آهنگــــی رومــــــانتیک... عشق.نباید.مخاطب داشته باشد/ عشقیکه سوی دیگر جهت یافته است/ عشقی حقیقی نیست/معشوق بودن را بیاموز... بنابراین مسءله ای این نیست که مخاطب عشق تو کیست؟؟/مسءله تنها این است که دیگری عشق را در تو بیابد.......... وقتی بهآسمان نگاه میکردم باخود میگفتم:کاش صبرم به این اندازه بود/ روزها/ماهها /سالها گذشت ومن در ارزوی آن آرزو...ودرآن لحظه که غمها :مثل رگبار... طوفان...سیلاب... بر قلب کوچک شکست خورده ام هجوم آوردند...به آسمان نگاه کردم وگفتم: تحمل میکنم...چون صبرم به اندازه هان ای کوه بلند ای سرابا همه بند /ازتو این تجربه اموخته ام که نلرزد دلم از غرش سنگین زمان وهراسی ندهد راه به دل از طوفان /کاه بودن ننگ است /کوه میباید بود... ز درد عشق تو بیمارم ای دوست /ز فردای جدایی مینالم ای دوست/ تمام عاشقان در خواب عشقند/ ولی من با غمت بیدارم ای دوست... من بهار را بخاطر شکوفه هایش/ زندگی را بخاطر زیبایی هایش وزیبایی را بخاطر تو دوست دارم... من .از. این. فاصله ها ./فاصله ها .دلگیرم .بی .تو. چه .غریبانه. شبی .میمیرم .سالیست .که .میخواهم. از.اینجا .بروم .ولی .انگار. که. با.قلب. زمین. زنجیرم .مثل .این. است .که. من. با .همه ی. هقهق . خود. روی. سجاده ی. احساس. تو. جان. شبی. از. کنار .یک. تنهایی .نمناک .و بارانی ./تو.را.با. لهجه .گلهای. نیلفر. صدا .کردم .تمام .شب .برای. با. طراوت. ماندن. باغ. قشنگ. ارزوهایت .دعا .کردم. / بس .از. جستجوی .نقره ای. در .کوچه های .ابی. احساس./ تو .را .از.بین. گلهایی .که. در .تنهاییم .روییدند .با. حسرت .جدا .کردم......... من گرفتار سنگینی سکوتی هستم .....که بلندتر از هزاران بار فریاد است... من گمان میکردم دوستی همچون سروی سبز/ چهار فصلش همه اراستگی است. من چه میدانستم هیبت باد زمستان هست/ من چه میدانستم سبزه میمیرد از بی ابی / سبزه یخ میزند ازسردی دی /من چه میدانستم دل هر کس دل نیست/ قلبها بی خبر از عاطفه اند. دلتنگی عین یه جای شکستگی روی عینک ادما میمونه...... هرجا نگاه میکنی می بینیش....... در خیالم می نشینی
آنه ! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت, وقتی روشنی چشمهایت , در پشت پرده های مه آلود اندوه, پنهان بود. با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات ، از تنهایی معصومانه دستهایت ، آیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زنگی ات ,حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود ؟ آنه ! اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری ، در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و آینک آنه ! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ، در انتظار تو
هیچوقت بیش از حد عاشق نباش .
چگونه میتوان به زخمهای پا گفت..............راهی را که رفته اشتباست؟؟؟؟
چنــــد تا شمــــــع ... و یک عالمــــــه تــــو...
که بــه دنیــــا بگـــــــم ... خــــداحـــــافـــــــظ ...
دنیــای مــن کســــی ست... که در آغـــــوشش جــان میدهــــم...
یعنـــی « تــــــــــ♥ــــــو »
یک آسمان است......
حتما برات بیش اومده وقتی داری به اسمون نگاه میکنی یکی ازت ببرسه دوست داری کدوم ستاره ستاره ی تو باشه ؟؟؟اکثر ادما میگن :اون نورانی ترین ستاره...ولی یادت باشه /اونیکه از همه نورانیتره علاوه بر تو چشم خیلی های دیگه هم دنبالشه...بس به ستاره ای خیره شو که اگه کم نوره حداقل خیالت راحت باشه که فقط چشم خودت دنبالشه....
میگیرم........
....
به نرمی هوای مه آلوده
در دلم اماّ
رودخانه می ریزی
لحن بارانت
پاهای مرا شاعر می کند
در تو می چرخم
آن سان که آسمان هم
نمی داند
رقصنده یا رقص کدامند !
Power By:
LoxBlog.Com |